تبليغاتX
شصت پا

شصت پا

خاطرات

می ترسم

از سرمای توی مرداد می ترسم

از داغی بیست و پنجم بهمن

من از گوشواره اون آقا می ترسم

از قلاب کمربند مادر ، از دستهای کتک نزده پدر می ترسم

از رابطه جنسی خاله و خواهر زاده می ترسم

سردمه

می لرزم

می ترسم

از بی بنزینی این روزها

از ایران بی افتخار می ترسم

از کبودی گردن اون پسره

از خط لب پاک شده اون دختره

من از خیانت می ترسم

از ضجه دختری که به زور سوار ماشین می کنندش

از محکوم شدن بی دادگاه

من از بوی عطر بغل دستیم می ترسم

از زیبائی چشمانم

از نگاه هرزه اون آقازاده

از عرق پیشونی مخلوط با شوری اشک

من از منفور شدن می ترسم

خسته از این همه ترس

از آدمای سر در گم این روزها می ترسم

از هم رنگ شدن

از مطرود شدن می ترسم

من از صدای دیوارهای سنگی

از فریاد پنجره

از گریه یک مرد

از باغچه بی گل می ترسم

وسط این همه هیاهو

دلم یه کم عشق می خواد

فقط من

فقط تو

با کمی آرامش

سراغ داری ؟

+ نوشته شده در 2008/5/18ساعت 8:0 PM توسط دزیره |


SmS Sare Kari + ToP SmS

كلي اس ام اس سره كاري و تووووپ

ادامه مطلب

+ نوشته شده در 2008/5/18ساعت 7:57 PM توسط دزیره |


LoVe SmS + SmS LoVe

اس ام اس هاي عاشقانه

ادامه مطلب

+ نوشته شده در 2008/5/18ساعت 7:51 PM توسط دزیره |


اعتراضات رسمي يک ني ني چهارده ماهه! با تکيه بر ضرب المثل مشهور؛ فلفل نبين چه ريزه، بشکن بريز تو آبگوشت!!!

آقاي پدر! در کمال احترام خواهشمندم اينقدر لب و لوچه ي پياز خورده ي غير پاستوريزه، و سار و سيبيل سيخ سيخي آهار نشده ات را به سر و صورت حساس من نماليد!
plz

خانوم مادر! جيغ زدن شما هنگام شناسايي اجسام داخل خانه توسط حس چشايي من، نه تنها کمکي به رشد فکري من نمي کنه، بلکه براي دبي شير شما هم مضر است!!! لازم به ذکر است که سوسک هم يکي از اجسام داخل خانه محسوب مي شود!

پدر محترم! هنگام دستچين کردن ميوه، از دادن من به بغل اصغر آقاي سبزي فروش خودداري نماييد. چشمهاي تلسکوپي، گوشهاي ماهواره اي و سيبيلهاي دم الاغي اش مرا به ياد قرضهاي شما مي اندازد!

مخصوصاً وقتي که چشمهاي خود را گشاد کرده، و با تکان دادن سر و لبهايش '' بول بول بول بول'' مي کند! زهرمار، درد، مرض، کوفت! الهي کف شامپو تو چشت! شب بخوابي خواب بد ببيني! جيش کني تو شلوارت!

مادر محترم! شصت پا وسيله اي است شخصي، که اختيارش رو دارم! لطفاً هرگاه سعي در خوردن شصت پاي شما نمودم، گير بدهيد!

آقاي پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر، به جاي پرت کردن قابلمه و ماهي تابه به روي زمين، از چيني هاي توي کابينت استفاده نماييد! اکشن بودن دعوا به همين چيزاست!

خانوم مادر! از مصرف هله هوله ي زياد پرهيز نماييد! اين عمل نه تنها براي سلامتي شما خوب نيست، بلکه موجب مي شود که شيرتان بوي'' بچه سوسک مرده'' بدهد.

آقاي پدر! کودکان توانايي کافي براي حفظ جيش خود ندارند و اين توانايي هنگامي که شما شکم مرا ''پووووووف'' مي کنيد به حداقل مي رسد! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم!

 

+ نوشته شده در 2008/5/18ساعت 7:45 PM توسط دزیره |


تعيين سن از روي چشم

دانشمندان شيوه جديدي را براي اعلام سن افراد با نگاه كردن به عدسي چشم آنان ارائه كرده‌اند كه مي‌تواند به دانشمندان پزشكي قانوني براي شناسايي افراد كمك كند.
به گزارش خبرگزاري رويترز، در اين روش پژوهشگران با استفاده از شيوه مشخص كردن تاريخ بوسيله راديو كربن، پروتئين‌هاي خاصي را كه "كريستالين‌هاي عدسي" ناميده مي‌شوند، اندازه‌گيري كنند.
اين پروتيين‌ها در حدود زمان تولد توليد مي‌شوند و در بقيه عمر بدون تغيير مي‌مانند. بجز دندانها، عدسي چشم تنها بخشي از بدن است كه چنين خاصيتي دارند.
بر اساس اين مطالعه كه در نشريه ‪ PLoS One‬انتشار يافت، محققان در مدت يك سال و نيم موفق شدند با استفاده از تجزيه و تحليل ايزوتوپ كربن موسوم به كربن ‪ ۱۴‬كه درون كريستالين‌ها به دام مي‌افتند، به درستي سن ‪ ۱۳‬نفر را تعيين كنند.
نيلز نيلروپ محقق پزشكي قانوني در دانشگاه كپنهاگ گفت "در عالم پزشكي قانوني ما هميشه به دنبال روش‌هايي براي شناسايي هويت افراد فوت شده هستيم و دريافته‌ايم كه با اين روش مي‌توان تقريبا سال دقيق تولد افراد را مشخص كرد."
لينروپ گفت دانشمندان مدتهاست كه از راديوكربن براي تعيين تاريخ فسيل‌ها يا استخوانها استفاده مي‌كنند اما اخيرا دانشمندان اين روش را در مورد ميناي دندان بكار گرفته‌اند تا سن افرادي را كه مدت زيادي از مرگشان نمي‌گذرد، مشخص كنند.
در روش به كار گرفته شده در تحليل عدسي‌ها، افزايش ناگهاني كربن ‪۱۴‬ در جو زمين از دهه ‪ ۱۹۵۰‬تا زمان ممنوعيت انفجارهاي آزمايشي اتمي در چند سال بعد در نظر گرفته شده است.
اين انفجارهاي آزمايشي ميزان كربن ‪ ۱۴‬جو را بيش از دو برابر كرد اما بعد از ممنوعيت، اين ميزان به تدريج كاهش يافت.
ثبت سالانه كربن ‪ ۱۴‬موجود در جو توسط دانشمندان، محكي در اختيار محققان دانماركي قرار داد تا زمان تولد فرد را با تطبيق سال متناظر كه در آن محتواي كربن ‪ ۱۴‬برابر اين ميزان در عدسي چشم فرد است، تعيين كنند.
محققان مي‌گويند روش آنها مي‌تواند روزي به دانشمندان در ديگر زمينه‌ها كمك كند تا با مشخص كردن تاريخ توليد پروتئين‌ها و ديگر مولكول‌ها، زماني كه بافت يا سلولهاي سرطاني ايجاد شدند تعيين كنند.
اين روش مزاياي خاصي دارد.
مثلا بلند كردن پلك براي بررسي عدسي اغلب بسيار ساده‌تر از نمونه برداري از بخشي از دندان براي خواندن دقيق است.
نقطه ضعف اين روش نيز آن است كه با پوسيدن بدن انسان، ظرف چند روز، عدسي از بين مي‌رود در حالي كه دندان نمونه‌اي در اختيار دانشمندان قرار مي‌دهد تا چند سال بعد نيز قابل استفاده است.

 

 

+ نوشته شده در 2008/5/9ساعت 2:2 PM توسط دزیره |


هرچقدر بلاگرها از مزایای فایرفاکس می‌نویسند، باز هم اکثر کاربران تصور می‌کنند که تنها دروازه ورود به اینترنت تنها اینترنت اکسپلورر است. پس مجبورم گاه به گاه استفاده از فایرفاکس را به همه خواننده‌های این وبلاگ توصیه کنم.

شاید دیدن این عکس که از ستاره تک‌شاخ V838 گرفته شده انگیزه‌ای شود برای غیرفایرفاکسی‌ها و هدیه‌ای باشد برای خوره‌های فایرفاکس! این ستاره 20 هزار سال نوری از ما فاصله دارد.

 hubble-fox.jpg

 

+ نوشته شده در 2008/5/9ساعت 2:1 PM توسط دزیره |


 

 

You're alive

 

Do something. Look. Listen. Choose.Act

 

"Barbara Hall"

 

*************

 

The big secret in life is that there is no big secret

 

Whatever your goal, you can get there

 

if you're willing to work

 

"Oprah Winfrey"

+ نوشته شده در 2008/5/9ساعت 1:55 PM توسط دزیره |


See the pictures of Nareepol
 
(I.e., Naree = Woman/Girl and Pol = Tree)
 
I don’t know this is true of false
 
So it is up to you to believe it or not
 
 
 
 
 

+ نوشته شده در 2008/5/9ساعت 1:53 PM توسط دزیره |


از امام صادق روایت شده است در مورد ایام ماه قمری:
روز اول: برای طلب حاجات و امورمختلف وسفر نمودن روز خوبی است.
روز دوم: تزویج؛سفر و طلب حاجات خوب بوده و از کارگزاران پرهیز شود.
روزسوم: روز نحس مستمر؛پرهیز از سلطان ؛پرهیز از معامله .در امور منزل باش.روز سنگینی است.
روزچهارم: روز تولد هابیل؛سفرمکروه است.گرفتن وسیله نقلیه خوب است.تزویج خوب بوده و طلب فراری مشگل است.
روز پنجم: روز تولد قابیل و قتل برادر.نحس مستمر است.ابتدا به کار مکن. به وسیله نقلیه بپرداز.حاجتی طلب مکن و باسلطان ملاقات نکن.روز سنگین است.
روز ششم: روز نیک.تزویج ؛مسافرت خوب است.گرفتن وسیله نقلیه خوب است.مریض خوب شود.برای طلب حاجات خوب است.
روز هفتم: روز خوب؛.طلب حاجات و تالیف خوب است.
روزهشتم: برآورده شدن حاجات نزدسلطان؛ کراهت سفر وقرارداد.اجتناب از شر و ادائ حوائج
روزنهم: سفرخوب است. مرض سنگین شود.روز وام وشروع کار.مکروه وبدی ندارد.
روز دهم: تولد نوح؛روزخریدوفروش؛وصیت کردن مریض مستحب است.روزقراردادو دستگیری فراری.
روز یازدهم: تولد شیث بن آدم؛کاروخریدوفروش خوب است.اجتناب از سلطان شود. دستگیری فراری.
روزدوازدهم: تزویج خوب است.بهبودی مرض
روز سیزدهم: روز نحس.هرامری مکروه.پرهیز ازملاقات باسلطان ومسئولین؛سررانتراش.
روز چهاردهم : طلب علم؛قرض وخریدوفروش خوب است.بهبودی مرض.مناسب برای ملاقات سلطان ومردم.
روزپانزدهم: محذوردرهرامری مگرقرض.بهبودی مرض،دستگیری فراری.
روزشانزدهم: روزنحس ؛سفردرپایان روزکراهت دارد.بهبودی مرض.ملاقات با سلطان مکروه است.خریدوتجارت صلاح است.
روزهفدهم : متوسط الحال .پرهیزازمنازعه وقرض دادن وگرفتن.
روزهجدهم: روز سعیدوصالح برای سفر و غیره.مناسب خریدوفروش.روزپیروزی وبهبودی
روزنوزدهم: تولد اسحاق.برای سفر و معاش وبراوردن حوائج وخریدوسائل نقلیه وتعلم خوب است.
روزبیستم: متوسط الحال ؛سفرو ساختمان و درو وچیدن درخت مو .پرداختن به وسیله نقلیه .صلاحیت هر امری.سختی مرض.مخفی بودن گمشده.
روز بیست ویکم: روز نحس ؛طلب حاجات مکن.از سلطان پرهیز شود.روز پرهیز از کارها تا آنجا که می توانی.سفرکردن بد است.
روز بیست و دوم: روزصالح حوائج و خریدوفروش .قبولی صدقه.بیماربزودی خوب شود.برآورده شدن حاجات نزدسلطان.سفرکرده باعافیت برگردد.
روزبیست وسوم: تولد یوسف.روزخفیف.روز طلب حاجات و تجارت وتزویج ودخول سلطان .سفر خیردارد.
روز بیست وچهارم: روز نحس برهرامر.تولد فرعون.مرض طولانی شود.
روز بیست وپنجم: روزنحس ؛ حاجت مخواه.خودت راحفظ کن.بیمارسختی کشد.
روزبیست وششم: عصای موسی بردریا؛ مسافرت نیک است.هرامری خوب است مگر تزویج یعنی باعث جدائی می شود.
روز بیست وهفتم : برای امور صالح و سایر احوال سبک است.
روز بیست وهشتم : تولد یعقوب؛براموروحاجات صالح و مبارک است.
روزبیست ونهم: صالح برامورواعمال و حوائج سبک و ملاقات آشنایان و خیر.مسافرت مال آورد.وصیت مکروه است.مریض سریعا خوب شود.
روز سی ام : خریدوفروش وتزویج خوب است.مسافرت مکن. به نقل از امام صادق (ع) . التماس دعا
تلخیص کتاب از اینجانب محمد مسعود ایرجی اصل

 

+ نوشته شده در 2008/5/4ساعت 8:29 PM توسط دزیره |


روزگاری پادشاه ثروتمند بود که چهار همسر داشت.اوهمسر چهارم خود را بسیار دوست میداشت و او را با گرانبهاترین جامه ها می آراست و با لذیذترین غذاها از او پذیرائی میکرداین همسر ازهر چیزی بهترین را داشت .
پادشاه همچنین همسر سوم خود را بسیار دوست میداشت و او را کنار خود قرار میداد اما همیشه از این بیم داشت که مبادا این همسر او را به خاطر دیگری ترک نمائد .
پادشاه به زن دوم هم علاقه داشت او محرم اسرار شاه بود و همیشه با پادشاه مهربان و صبور و شکیبا بود هر گاه پادشاه با مشکلی روبرو میشد به او متوسل میشد تا آنرا مرتفع نمائد.
همسر اول پادشاه شریک بسیار وفاداری بود و در حفظ و نگهداری تاج و تخت شاه بسیار مشارکت میکرد.اما پادشاه این همسر را دوست نمی داشت وبرعکس این همسر شاه را عمیقا؛ دوست داشت ولی شاه به سختی به او توجه میکرد.
روزی از این روزها شاه بیمار شد و دانست که فاصله زیادی با مرگ ندارد .
سراغ همسر چهارم خود که خیلی مورد توجه او بود رفت گفت من تو را بسیار دوست داشتم بهترین جامه ها را بر تن تو پوشانده ام و بیشترین مراقبتها را از تو بعمل آورده ام اکنون که من دارم میمیرم آیا تو مرا همراهی خواهی کرد؟
گفت:بهیچ وجه !! و بدون کلامی از آنجا دور شد این جواب همانند شمشیر تیزی بود که بر قلب پادشاه وارد شد.
پادشاه غمگین و ناراحت از همسر سوم خود پرسید من در تمام عمرم تو را دوست داشته ام هم اکنون رو به احتضارم آیا تو مرا همراهی خواهی کرد و با من خواهی آمد؟
گفت نه هرگز !! زندگی بسیار زیباست اگر تو بمیری من مجددا ازدواج خواهم کرد و از زندگی لذت میبرم!
پادشاه نا امید سراغ همسر دوم خود رفت و از او پرسید من همیشه درمشکلاتم از توکمک جسته ام و تو مرا یاری کردی من در حال مردنم آیا تو با من خواهی بود؟
گفت نه متاءسفم من در این مورد نمیتوانم کمکی انجام دهم من در بهترین حالت فقط میتوانم تو را داخل قبرت بگذارم ! این پاسخ مانند صدای غرش رعد و برقی بود که پادشاه را دگرگون کرد!
در این هنگام صدائی او را بطرف خود خواند و گفت من با تو خواهم بود تو را همراهی خواهم کرد!
هر کجا که تو قصد رفتن نمائی!
شاه نگاهی انداخت همسر اول خود را دید ! او از سوء تغذیه لاغر و رنجور شده بود شاه با صدائی بسیار اندوهناک و شرمساری گفت:
من در زمانی که فرصت داشتم باید بیشتر از تو مراقبت بعمل می‌آوردم من در حق تو قصور کردم ...
در حقیقت همه ما دارای چهار همسر یعنی همفکر در زندگی خود هستیم همسر چهارم :همان جسم ماست مهم نیست که چه میزان سعی و تلاش برای فربه شدن و آراستگی آن کردیم وقتی ما بمیریم او ما را ترک خواهد کرد.
همسر سوم : دارائیها موقعیت و سرمایه ماست زمانی که ما بمیریم آنها نصیب دیگران میشوند.
همسر دوم :خانواده و دوستانمان هستند مهم نیست که چقدر با ما بوده اند حداکثر جائی که میتوانند باما بمانند همراهی تا مزاز ماست.
همسر اول : روح ماست که اغلب در هیاهوی دست یافتن به ثروت و قدرت و لذایذ فراموش میشود . در حالیکه روح ما تنها چیزی است که هر جا برویم ما را همراهی میکند.
پس از آن مراقبت کن او را تقویت کن و به او رسیدگی کن که این بزرگترین هدیه هستی برای توست.

 

+ نوشته شده در 2008/5/4ساعت 8:27 PM توسط دزیره |


عجب رسمیه رسم زمونه
قصه ی برگ و باد خزونه
میرن آدما
از اونا فقط
خاطره هاشون
به جا می مونه

کجاست اون خونه؟
چی شد اون کوچه؟
آدماش کجان؟
خدا می دونه

بوته ی یاس آقا جون هنوز
گوشه ی باغچه، توی ایوونه
عطرش پیچیده تا هفت تا خونه
خودش کجاست؟
خدا می دونه

تسبیح و مُهر بی بی جون هنوز
گوشه ی طاقچه، توی ایوونه
خودش کجاست؟
خدا می دونه

پرسید زیر لب
یکی با حسرت
از ماها بعدها
چی یادگاری
می خواد بمونه؟

میرن آدما
از اونا فقط
خاطره هاشون
به جا می مونه

+ نوشته شده در 2008/5/4ساعت 8:24 PM توسط دزیره |


متن حكايت:
بر سر گور كشيشي در كليساي وست مينستر نوشته شده است: كودك كه بودم مي خواستم دنيا را تغيير دهم. بزرگتر كه شدم متوجه شدم دنيا خيلي بزرگ است من بايد انگلستان را تغيير دهم. بعدها انگلستان را هم بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم. در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول كنم. اينك كه در استانه مرگ هستم مي فهمم كه اگر از روز اول خودم را تغيير داده بودم، شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم!!!!

شرح حكايت:
براي ايجاد تغيير در محيط، بايد ابتدا محدوده تحت نفوذ خود را شناسايي كرده و سپس براي ايجاد تغيير در آن محدوده، برنامه ريزي و اقدام نمود.

------------------------------------------------------
*عدم توزین برخی از مصارع! از باب قافیه چون تنگ آید عدالتخواه به جفنگ آید!! می باشد
.

 

+ نوشته شده در 2008/5/4ساعت 8:22 PM توسط دزیره |


داروگ

خشک آمد کشتگاه
در جوار کشت همسایه.
گر چه می گویند: « می گریند روی ساحل نزدیک
سوگواران در میان سوگواران.»
قاصد روزان ابری، داروگ! کی می رسد باران؟
 
بر بساطی که بساطی نیست
در درون کومه ی تاریک من که ذره ای با آن نشاطی نیست
و جدار دنده های نی به دیوار اطاقم دارد از خشکیش می ترکد
ـــ چون دل یاران که در هجران یاران ـــ
قاصد روزان ابری، داروگ! کی می رسد باران؟

+ نوشته شده در 2008/5/4ساعت 8:16 PM توسط دزیره |


هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند
 

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

ز غم کسی اسیرم که خودش خبر ندارد
عجب از محبت من که در او اثر ندارد
غلط است هر که گوید دل به دل راه دارد :
دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد

 

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

کاش مــي شد بر جـــــدايي خشــــم کرد شاخه هاي نســترن را با تواضع پخش کرد کاش مي شد خانـــه اي از مهـــر ساخت مهـــــــرباني را در آن سر مشـق کرد روي دل هاي حقــــــيقي نقــــــش کرد

 

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

من بی تو يک بوسه ی فراموش شده ام؛ يک شعر پر از غلط؛ يک پرنده ی بی آسمان؛ يک نسيم سرگردان؛ يک رويای نا تمام.
من بی تو بهاری غريبم که در برف متوقف مانده؛ يک جويبار سرد که هيچ وقت به دريا نمی رسد.
يک عشق با شکوه که مجالی برای شکفتن ندارد.
بودنت زود گذشت؛ و نبودنت را هنوز باور نمی کنم...

 

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

دارم همه چیز را می بویم! می بویم. با تمام وجود... می خواهم همه چیز را حس کنم و در آغوش بگیرم و فشار دهم. آن گونه که گویی جزیی از وجودم شوند. خیره در چهره ها می نگرم مسحور یک تبسم می شوم.... مبادا.... مبادا روزی از خاطرم برود عاشق ترین دختر آسمان بودم! مبادا روزی ترنم باران در وجودم بخشکد مبادا.... آخر من زاده این زمین و زمانم... گیاه را که از خاکش جدا کنند می خشکد.... سعی می کنم به خوبی همه چیز را به خاطر بسپارم! به خاطر بسپارم این زیباترین روزهای زندگی را.... این مهربان ترین آدم ها را.... این بهترین یاران را و ....

 

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

نمي دانم چرا اين گونه هست؟ وقتي نگاه عاشق کسي به توست مي بيني اما،دلت بسته به مهر ديگري است. بي اعتنا مي گذري وعاشقانه به کسي مي نگري... که دلش پيش تو نيست

 

اي کساني که مامور دفن من هستيد مرا درتابوتي سياه بگذاريد تا همه بدانند هرچه سيه روزي بود من کشيدم چشمانم را باز بگذاريد تا همه بدانند که چشم براهش بودم و دستم را از تابوت بيرون بگذاريد تا همه بدانند چيزي با خود نمي برم يک دسته گل پژمرده روي مزارم بگذاريد تا همه بدانند جواني بودم ولي زود پژمردم
 نام:اواره-.-شهرت:سرگردان-.- شغل:گداي محبت -.- نام مادر:چشم انتظار-.- نام پدر:سلطان غم-.-جرم:به دنيا امدن-.-محکوميت:زندگي کردن-.-مدت گذشته:22سال-.- تاريخ ازادي:مرگ-.- تلفن:اه وناله-.-ادرس:شهر بي مهري -چهارراه انتظار-خيابان سوزوگداز-کوچهء نامردي-پلاک تنهايي
تنهايي را دوست دارم، زيرا بي‌وفا نيست، تنهايي را دوست دارم، زيرا عشق دروغين در آن نيست، تنهايي را دوست دارم، چون بارها تجربه كردم، تنهايي را دوست دارم، چون خدا هم تنهاست، تنهايي را دوست دارم... در كلبه‌ي تنهايي‌هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار كشيدنم را پنهان خواهم كرد، شايد در سكوتي يا شايد در شبي سرد و باراني... بگذار كسي نداند كه هنوز دوستش دارم...
تو نباشي نمي خوام لحظه اي رو سر بکنم نمي دونم بعد تو من چي رو باور بکنم نميتونم نميتونم نميتونم من تو رو رها کنم بعد تو من چه کسي رو عشق من صدا کنم
با ما بگو رضاي تو گر در شکست ماست... پروانه ايم و سوختن ما به دست ماست

 

 

 

+ نوشته شده در 2008/4/29ساعت 10:43 PM توسط دزیره |


Just one time in your life try to FEEL GOD!
Then
stop for a moment,
what are you seeing?
Is it new?
Is it different?
Can you believe it?!!!

+ نوشته شده در 2008/4/29ساعت 10:40 PM توسط دزیره |


شاید برای شما هم بارها پیش آمده باشد که هنگام تایپ آدرس یک سایت اینترنتی، حرفی را جابجا تایپ کنید، اشتباه بنویسید یا حرفی را دوبار تایپ کنید. هنگامی که می خواهید صفحه جستجوی اینترنتی گوگل را باز کنید مواظب باشید، چرا که هرآن ممکن است ویروسی در کمین شما باشد!
به گزارش وبلاگ روزنامه حریت، تایپ اشتباه آدرس گوگل در نوارابزار آدرس ممکن است برایتان دردسر درست کند. بنا بر گزارش سایتهای امنیت اینترنتی F-Prot و F-Secure اگر به اشتباه وارد سایت با آدرس Googkle.com بشوید ممکن است کامپیوترتان به ویروس آلوده شود. بخاطر کنار هم بودن حروف K و L بسیاری از کاربران ممکن است آدرس بالا را به جای آدرس سایت گوگل تایپ کنند. با وارد شدن به googkle.com کامپیوترتان به یک تروای خطرناک آلوده می شود. شرکتهای امنیت اینترنت هشدار می دهند که کاربران به هیچ وجه نباید وارد سایت googkle.com بشوند.
برای دیدن جزئیات این خطر اینجا (سایت اف – سکیور) کلیک کنید.

 

+ نوشته شده در 2008/4/29ساعت 10:32 PM توسط دزیره |


امام حسین علیه السلام فرمودند:
من اَحبك نهاك و من اَبغضك اَغراك.

كسی كه تو را دوست دارد، از تو انتقاد می كند و كسی كه با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید می كند.

(بحار الانوار،ج75،ص128)

 

+ نوشته شده در 2008/4/29ساعت 10:30 PM توسط دزیره |


می‌دانی كه من هرگز به خود نیندیشیدم، تو می‌دانی و همه می‌دانند كه من حیاتم، هوایم، همه خواسته‌هایم به خاطر تو و سرنوشت تو و آزادی تو بوده است. تو می‌دانی و همه می‌دانند كه هرگز به خاطر سود خود گامی برنداشته‌ام، از ترس خلافت تشیعم را از یاد نبرده‌ام. تو می‌دانی و همه می‌دانند كه نه ترسویم نه سودجو! تو می‌دانی و همه می‌دانند كه من سراپایم مملو از عشق به تو و آزادی تو و سلامت تو بوده است، و هست و خواهد بود. تو می‌دانی و همه می‌دانند كه دلم غرق دوست داشتن تو و ایمان داشتن تو است. تو می‌دانی و همه می‌دانند كه من خودم را فدای تو كرده ام و فدای تو می‌كنم كه ایمانم تویی و عشقم تویی و امیدم تویی و معنی حیاتم تویی و جز تو زندگی برایم رنگ و بویی ندارد. طمعی ندارد. تو می‌دانی و همه می‌دانند كه شكنجه دیدن به خاطر تو، زندان كشیدن برای تو و رنج كشیدن به پای تو تنها لذت بزرگ من است. از شادی تو است كه من در دل می‌خندم. از امید رهایی توست كه برق امید در چشمان خسته‌ام می‌درخشد، و از خوشبختی تو است كه هوای پاك سعادت را در ریه‌هایم احساس می‌كنم.
 

آرشيو سخنان دكتر شريعتي

 

+ نوشته شده در 2008/4/29ساعت 10:29 PM توسط دزیره |


می‌دانی كه من هرگز به خود نیندیشیدم، تو می‌دانی و همه می‌دانند كه من حیاتم، هوایم، همه خواسته‌هایم به خاطر تو و سرنوشت تو و آزادی تو بوده است. تو می‌دانی و همه می‌دانند كه هرگز به خاطر سود خود گامی برنداشته‌ام، از ترس خلافت تشیعم را از یاد نبرده‌ام. تو می‌دانی و همه می‌دانند كه نه ترسویم نه سودجو! تو می‌دانی و همه می‌دانند كه من سراپایم مملو از عشق به تو و آزادی تو و سلامت تو بوده است، و هست و خواهد بود. تو می‌دانی و همه می‌دانند كه دلم غرق دوست داشتن تو و ایمان داشتن تو است. تو می‌دانی و همه می‌دانند كه من خودم را فدای تو كرده ام و فدای تو می‌كنم كه ایمانم تویی و عشقم تویی و امیدم تویی و معنی حیاتم تویی و جز تو زندگی برایم رنگ و بویی ندارد. طمعی ندارد. تو می‌دانی و همه می‌دانند كه شكنجه دیدن به خاطر تو، زندان كشیدن برای تو و رنج كشیدن به پای تو تنها لذت بزرگ من است. از شادی تو است كه من در دل می‌خندم. از امید رهایی توست كه برق امید در چشمان خسته‌ام می‌درخشد، و از خوشبختی تو است كه هوای پاك سعادت را در ریه‌هایم احساس می‌كنم.
 

آرشيو سخنان دكتر شريعتي

 

+ نوشته شده در 2008/4/29ساعت 10:28 PM توسط دزیره |


چند سال پيش گروهي از فروشندگان در شيکاگو براي شرکت در يک سخنراني عازم سفر مي شوند و همگي به همسران خود وعده مي دهند که روز جمعه حتماً براي صرف شام کنار همسران خود خواهند بود.
در سخنراني، بحث طولاني مي شود، طوري که حرکت هواپيما نزديک مي شود که اين مسئله باعث مي شود تمام فروشندگاني که به همسران خود وعده داده بودند، به يکباره به سمت فرودگاه هجوم بياورند. در زماني که همه آنها مي کوشيدند تا راه را براي خود باز کنند و از ترمينال فرودگاه رد شوند، پاي يکي از آنان از روي بي دقتي به پايه ميز دکه اي اصابت کرد و سيب هاي روي آن، زمين مي ريزد . مسافران همه بي تفاوت از اين مسئله خود را به هواپيما مي رسانند و در جاي خود مي نشينند و نفس راحتي مي کشند که مي توانند به خانواده خود برسند.
اما يک نفر از آنان مي ايستد و نظاره گر صحنه مي شود. او با بالا بردن دست خود از دوستان خداحافظي مي کند و به دخترک سيب فروش کمک مي کند که سيبها را جمع کند ، آخر آن دخترک کور بود و اين کار برايش سخت.
آن مرد در حين جمع اوري سيبها متوجه مي شود بعضي از سيبها له شدند و بعضي ها کثيف پس 10 دلار به دخترک مي دهد و مي گويد اين هم خسارت سيب هائي که من و دوستانم آنها را خراب کرديم و اميدوارم ناراحتتان نکرده باشيم.
مرد ايستاد و با گامهاي بلند شروع به دور شدن از دکه آن دخترک کرد در اين هنگام دخترک ده ساله با صداي بلند و در ميان جمعيت رو به او کرد و گفت: ببينم، نکند شما حضرت عيسي هستيد؟
مرد مات و متحير در جاي خود ميخکوب ماند.


 

+ نوشته شده در 2008/4/29ساعت 10:27 PM توسط دزیره |


پنج سوال مهم در زندگی زناشویی ... بر اساس يه تحقيق، ۵ سوال وجود داره که زنها بهتره از مردها نپرسند! ...

"براي خواندن ادامه متن ، روي ادامه كليك كنيد" !!!

 

 

ادامه مطلب

+ نوشته شده در 2008/4/25ساعت 7:0 PM توسط دزیره |


 

Never regret

 

If it's good,it's wonderful

 

If it's bad,it's experience

 

"Victoria Holt"

 

+ نوشته شده در 2008/4/25ساعت 6:59 PM توسط دزیره |


اين روزا عادت همه رفتن ودل شكستنه

درد تموم عاشقا پاي كسي نشستنه



اين روزا مشق بچه ها يه صفحه آشفتگيه

گرداي رو آينه ها فقط غم زندگيه



اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه

مشكل بي ستاره ها يه كم ستاره چيدنه



اين روزا كار گلدونا از شبنمي تر شدنه

آرزوي شقايقا يه شب كبوتر شدنه



اين روا آسمونمون پر از شكسته باليه

جاي نگاه عاشقت باز توي خونه خاليه



اين روزا كار آدما دلهاي پاك رو بردنه

بعدش اونو گرفتن و به ديگري سپردنه



اين روزا كار آدما تو انتظار گذاشتنه

ساده ترين بهانشون از هم خبر نداشتنه

 

+ نوشته شده در 2008/4/25ساعت 6:58 PM توسط دزیره |


موتورسيکلت

ادامه مطلب

+ نوشته شده در 2008/4/23ساعت 4:21 PM توسط دزیره |


LOVER'S 

ادامه مطلب

+ نوشته شده در 2008/4/23ساعت 4:15 PM توسط دزیره |


هيچ كلكي در كارنيست! اين بازي بطرز شگفت آوري دقيق خواهد بود! البته بشرطي كه تقلب نكنيد!
<
<
<
طالع بيني چيني! .. سال جديد چيني امسال سال اژدهاي آهنين است كه اميدواريم سالي خوش و پر از خوش شانسي براي شما باشد!
<
<
<
فقط به دستور العمل عمل نمايد و تقلب نكنيد، در غير اينصورت نتيجه درست از آب در نخواهد آمد و بعد آرزو خواهيد كرد كه ايكاش تقلب نمي كرديد!


ادامه مطلب

+ نوشته شده در 2008/4/22ساعت 10:10 PM توسط دزیره |


یک تاجر آمریکایی نزدیک یک روستای مکزیکی ایستاده بود.در همان موقع یک قایق کوچک ماهیگیری رد شد که داخلش چند تا ماهی بود.

 از ماهیگیر پرسید: چقدر طول کشید تا این چند تا ماهی رو گرفتی؟

 ماهیگیر: مدت خیلی کمی.

 تاجر: پس چرا بیشتر صبر نکردی تا بیشتر ماهی گیرت بیاد؟

 ماهیگیر: چون همین تعداد برای سیر کردن خانواده ام کافی است.

 تاجر: اما بقیه وقتت رو چیکار می کنی؟

 ماهیگیر: تا دیر وقت می خوابم, یه کم ماهی گیری می کنم, با بچه ها بازی میکنم بعد میرم

توی دهکده و با دوستان شروع می کنیم به گیتار زدن. خلاصه مشغولیم به این نوع زندگی.

 تاجر: من تو هاروارد درس خوندم و می تونم کمکت کنم. تو باید بیشتر ماهی گیری کنی. اون وقت می تونی با پولش قایق بزرگتری بخری و با درآمد اون چند تا قایق دیگر هم بعدا اضافه میکنی.اون وقت یه عالمه قایق برای ماهیگیری داری!

 ماهیگیر: خوب, بعدش چی؟

 تاجر: به جای اینکه ماهی ها رو به واسطه بفروشی اونا رو مستقیــما به مشتری ها میدی و برای خودت کارو بار درست می کنی... بعدش کارخونه راه می اندازی و به تولیداتش نظارت میکنی...این دهکده کوچک رو هم ترک می کنی و می روی مکــــزیکوسیتی! بعد از اون هم لوس آنجلس! و از اونجا هم نیویورک... اونجاست که دست به کارهای مهم تری می زنی...

 ماهیگیر: این کار چقدر طول می کشه؟

 تاجر: پانزده تا بیست سال!

 ماهیگیر: اما بعدش چی آقا؟

 تاجر: بهترین قسمت همینه,در یک موقعیت مناسب که گیر اومد میری و سهام شرکت رو به قیمت خیلی بالا می فروشی! این کار میلیون ها دلار برات عایدی داره.

 ماهیگیر: میلیون ها دلار! خوب بعدش چی؟

 تاجر: اون وقت بازنشسته می شی! میری یه دهکــده ی ساحلی کوچیک! جایی که می تونی تا دیر وقت بخوابی! یه کم ماهیگیری کنی, با بچه هات بازی کنی! بری دهکده و تا دیروقت با دوستات گیتار بزنی و خوش بگذرونی

+ نوشته شده در 2008/4/22ساعت 10:6 PM توسط دزیره |


 

 

اصولا واژه خودکشی به معنی خود کشتنه. يعنی در اين عمل فرد اونقدر خودشو می‌کشه که ميميره و اين خود کشتن به علت وارد آمدن مصايب و رنج‌های فراوان يا بالعکس صورت مي‌گيره
به نظر من خودکشی کار چندان جذابی نيست ولی بسيار هيجان انگيزه و به يه بار امتحانش مي‌ارزه. من خودم چند بار امتحانش كردم و با اينکه چند بارش هم مردم ولی همچين بگی نگی بدم نيومد

ادامه مطلب

+ نوشته شده در 2008/4/22ساعت 9:56 PM توسط دزیره |


 

 

اصولا واژه خودکشی به معنی خود کشتنه. يعنی در اين عمل فرد اونقدر خودشو می‌کشه که ميميره و اين خود کشتن به علت وارد آمدن مصايب و رنج‌های فراوان يا بالعکس صورت مي‌گيره
به نظر من خودکشی کار چندان جذابی نيست ولی بسيار هيجان انگيزه و به يه بار امتحانش مي‌ارزه. من خودم چند بار امتحانش كردم و با اينکه چند بارش هم مردم ولی همچين بگی نگی بدم نيومد

برخلاف نظر خيليها که می‌گن خودکشی خيلی راحت و سهله بايد بگم نخيييييييير... اونجوريام نيست. هر کاری قواعد و اصول خاص خودشو داره و خودکشي هم جدا از اين مطلب نيست
اول از همه اون کسايي که می خوان خودکشی کنن رو دسته‌بندي مي‌كنيم
کسی که در عشقش شکست خورده
کسی که ور شکست شده

کسی که قاط زده (مثه من)

کسی که از زندگی خير نديده

کسی که بدجوری روش فشار اومده
کسی که کنجکاوه زودتر جهنمو ببينه
و خلاصه هر کسی که يه جورايي به آخر خط رسيده
افراد بالا، به هرحال مستقيم به جهنم می‌رن، ولی خدا همشون رو رحمت کنه
شما جزو كداميك از دسته‌هاي بالا هستيد؟
اگه هستيد ادامه مطلب رو بخونيد و گرنه يه دسته جديد برای خودتون ببازيد و بعد بقيه شو بخونيد
حالا فرض می‌کنيم: طرف تنها مياد توی يه اتاق و در رو قفل مي‌كنه و عزمشو برای خودکش جزم مي‌كنه. به دور برش نگاه مي‌كنه و اين وسايل رو مي‌بينه
طناب

سيخ کباب
کبريت آغشته به بنزين

قرض دياز پام
آمپول هوای تهران
دندون مصنوعی حاج خانمشون
لوله گاز
پاکت نايلون
چاقوی ميوه بری
نخ کاموايي

سوزن لحاف دوزی
تيغ ريش تراشی مصرف شده
مرگ موش

خب... براي شروع بد نيست
ولی نظرتون رو به يه موضوع مهم ولي پيش پا افتاده، جلب مي‌كنم: «تصوير و قيافه و ديسيپلين شما بعد از مردن خيلی مهمه
فرض کنيد درب اتاق شما رو می‌شکنن و شما رو در حالتی پيدا می‌کنن که از يه طناب از سقف آويزونيد و داريد مثل پاندول ساعت تاب می‌خوريد و زبونتون مثل زبون بلانسبت سگ آقای پتيول از دهنتون آويزونه و صورتتون سياه و ورم کرده و احتمالا در اثر فعل و انفعالات شيميايی شلوارتون هم خيسه


نه... خودتون جای تماشاگرا باشين، حالتون بهم نمی‌خوره؟ احساس انزجار بهتون دست نمی‌ده؟
قيافه شما بعد از خودکشی بايد از هميشه معصومانه تر... از هميشه زيباتر و از هميشه دوست داشتنی‌تر باشه تا دل همه حسابی بسوزه
با اين حساب، دور حلق آويز کردن... خودسوزی... و خفه‌گی با گاز رو خط بگيريد
يه بنده خدايي از دوستان، خيلی جالب خودکشی کرده که در نوع خودش يه ابتکاره
ايشان، دوتا انگشت شصتش رو فرو کرد توی سوراخای دماغش و با انگشتای ديگرش هم دهنشو محکم گرفت و اونقدر خودشو خفه کرد تا مرد

فقط بدی کارش اين بود که هيچکس بعد از مرگش انگشتای شصتشو از توی دماغش بيرون نکشيد... چون به هر حال کار کثيفيه. حالا خودتون قضاوت کنيد. اين خودکشی ترحم کسی رو بر می انگيزه؟

يا اونايي که روی سرشون نايلون می‌کشن و دور گردنشون روی نايلون رو با طناب می‌بندن و يا اونايي که خودشون رو جلوی ماشين ميندازن و له می‌شن... اينا همشون ديوونه‌ان
خودکشی ايده‌آل خودکشي است که بدون درد، بدون عوارض جانبی، بدون تاثيرات بد و منفی روی صورت و اندام، بدون صدا، بدون کثافتکاری و باشه
ژاپونی‌ها يه جور خودکشی جالب رو ابداع کردن به اين صورت که يه سوزن جوالدوز رو برداشته و از روی سينه فرو می‌کنن توی قلبشون. البته اين کار يه کم درد داره. يه جورايي حس می کنيد که توی سينه تون آب جوش داره قل مي‌زنه. ولی حداقل، عوارض ظاهری نداره. ولی بديش اينه که حتما می‌ميريد

در صورتی که خودکشی وقتی خوبه که شما نميريد

اول خوب فکراتونو بکنين بعد خودتونو بکشيد
يه موضوع مهم توی خودکشي، پشيمونی ديرهنگامه. هشتاد و نه درصد کسايي که خودشون رو مي‌کشن، وسط يا آخر کار پشيمون می‌شن و اين در حاليه که هيچ راهی برای برگشت نيست. يه يارويي برای خودکشی يه تيکه پارچه رو گلوله می‌کنه و فرو می‌کنه توی حلقش و با ته گوشکوب ميده بره پايين ولی همون لحظه پشيمون مي‌شه و اين درحاليه که داره خفه می‌شه... يارو می‌دوه بيرون و از شدت عجله از روی پله‌های آپارتمان پرت می‌شه پايين و می‌ميره... و جالب اينکه مرگش به علت ضربه مغزی اعلام شد نه خفگي
نکته مهم ديگه اينه که مدت خود کشي نبايد زياد طولانی باشه
مثلا فرض کنيد در نوع رگ زدن خيلی طول می‌کشه تا خون تموم بشه و تازه آلودگی خون روی زمين و لباساتون رو هم در نظر بگيريد
يا استفاده از گاز شهری امکان داره باعث بشه نه تنها خودتون بميريد بلکه خونه و بقيه رو هم بفرستيد روی هوا

پس عاقلانه تر رفتار کنيد

تا حالا به چند نتيجه مهم رسيديم كه سعي كنيد در خودكشي حتما اين نكات را مدنظر قرار دهيد
زمان خودکشی رو درست انتخاب کنيد. (بهترين موقع بعد از ظهر ساعت شش
مبادا بعد از خودکشی از ريخت و قيافه بيفتيد
بهترين لباستونو تنتون کنيد

حتما يه يادداشت بذاريد و علت خودکشی رو شرح بديد و انگشت هم بزنيد
خواهشا زياد کثيف کاری نکنيد
موقع خودکشی لبخند بزنيد تا لبخند روی لبتون باقی بمونه
لطفا چشاتونو باز نذاريد چون خيلی وحشتناکه
يه بسته دستمال کاغذی حتما روی ميزتون باشه

اتاقتونو قبل از خودکشی مرتب کنيد. (پليسا ببينن خوب نيست
رد انگشتتونو همه جا بماليد تا بفهمن خودتون، خودتونو کشتيد
يه جوری خودکشی کنيد که دوباره بشه زنده تون کرد
دليلتون برای خودکشی قانع کننده باشه
برای مسايل عشقی خودکشی کردن کار الاغاست... بلانسبت شما
قبل از خودکشی حتما يه فال حافظ بگيريد
قبل از خودکشی استفاده از ادکلن و دئودرانت و زدن مسواک يادتون نره
بهتره بعد از مرگ... مثلا مرگ... در حالت دراز کش باشي

اگه توی دستتون يه گل سرخ باشه صحنه خيلی رمانتيکتر و رويايي‌تر به نظر مياد و اشک آور تره
در اتاق رو حتما قفل کنيد که جريان هيجان انگيزتر باشه
قبل از خودکشی حتما گريه کنيد . صورتتون اشک آلود باشه
خودتونو براي رفتن به جهنم رفتن آماده کنيد

حالا جديد ترين و راحت ترين روشهای خودکشی

برای جنس نرينه
«استفاده از جوراب»
تخت خواب رو آماده کنيد
تمام تن و سرتونو ببريد زير پتو
خيلي آروم نوک انگشتاتونو از زير پتو بيرون بياريد و جوراباتونو ببريد زير پتو
هيچ راه نفوذی برای هوا نذاريد
يک ساعت بعد... شما مرديد
خدا رحمتتون کنه

برای جنس مادينه
« سوء استفاده از موش»
تخت خواب رو مرتب کنيد
بريد زير پتو
اتاق حتما کاملا تاريک و ساکت باشه
حالا چشماتونو ببنديد و فرض کنيد يه موش خوشگل داره روی تنتون راه ميره
خواهش می‌کنم جيغ نزنيد و بدون سر و صدا از وحشت زياد بميريد
مرسی
توی جهنم می‌بينمتون
يه جور خودکشی که بيشتر بين شکمو‌ها رواج داره استفاده از خوراکی برای مردنه. اين نوع خودکشی خيلی حال داره چون حداقل گشنه نميميری! و خوبی مهم ترش اينه که به سر منزل مقصود هم نمی‌رسی و معمولا زنده می‌مونی. نمونه‌اش اينكه: يه بنده خدايي که با سی‌تا قرص ديازپام خودکشی کرد و دور و بری‌ها به هوای اينکه مرده خاکش كردند و يارو بعد از دو سه روز خواب ملس چشاشو باز کرد وديد: ای دل غافل... همه جا سياهه و يه موش هم داره انگشت پاشو می‌جوه. زنده بگوری خداييش وحشتناک
"

+ نوشته شده در 2008/4/22ساعت 9:56 PM توسط دزیره |