اما سرویس بهداشتی کارکنان گوگل هم دیدنی است! توالت مدرن گوگلیها را یک شرکت ژاپنی به نام Toto ساخته است.


منبع: CrunchGear
|
|
|
خاطرات |
|
KoSHtane Hamsar [FuN PiCs راه های متفکرانه برای کشتن همسر خود!!! Wallpaper Az Gol Haye Khoshgel خسرو شكيبايي پس از سالها نقشآفريني در سينماي ايران، امروز جمعه، 28 تير، در سن 64سالگي بر اثر سكتهي قلبي در بيمارستان پارسيان از دنيا رفت. به گزارش ايسنا، اين بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون ايران كه سالها با حميد هامون در فيلم «هامون» داريوش مهرجويي باورش كرديم و به خاطر اين فيلم، سيمرغ بلورين بهترين بازيگر مرد را در هشتمين دورهي جشنواره فجر گرفت، سالها بعد به خاطره فيلم «كيميا»ي احمدرضا درويش، دوباره اين سيمرغ را به خانه برد. او سومين سيمرغ خود را هم را براي بازي در نقش عادل مشرقي فيلم «سالاد فصل» فريدون جيراني گرفت. از آخرين افتخارات شكيبايي هم ديپلم افتخار براي فيلم «اتوبوس شب كيومرث پوراحمد بود خسرو شكيبايي كه خاطره بازياش را در فيلمهاي «كاغذ بيخط»، «يكبار براي هميشه» و مجموعههاي تلويزيوني «مدرس»، «روزي روزگاري» و «خانهي سبز» از ياد نبردهايم، كمتر اهل گفتوگو و مصاحبه بود و با بيان صميمانهاش از خبرنگاران ميخواست كه از او توقع مصاحبه نداشته باشند و دلگير هم نشوند او با بازي در نقش كوتاهي در فيلم «خط قرمز» (مسعود كيميايي، 1361) اولين حضورش را در سينما رقم زد و با «هامون» در خاطرهها ماندگار شد. شكيبايي در حدود 40 فيلم سينمايي حضور داشته است؛ فيلمهايي همچون: «پري»، «رابطه»، «سايه به سايه»، «درد مشترك» و «خواهران غريب» و با فيلمسازان شاخصي چون داريوش مهرجويي، ناصر تقوايي و مسعود كيميايي همكاري داشت. آخرين نقشآفريني اين هنرمند در فيلم تلويزيوني «پيوند» سعيد عالمزاده و آخرين نمايش فيلمش، «آشيانهاي براي زندگي» حميد طالقاني بود كه به مناسبت روز پدر از تلويزيون پخش شد. شكيبايي متولد سال 1323 در تهران، فارغالتحصيل بازيگري از دانشكدهي هنرهاي زيباي دانشگاه تهران بود. در زندگينامهي او به اين موارد اشاره شده است: علاقه به كشتي كچ و شركت در چند مسابقهي آماتوري و غيرحرفهيي (1340)، عضو گروه نمايشي توسكا و بازي در نمايش پنجهي عدالت، گويندهي فيلم در استوديو شهاب (49-1347)، فعاليت در تئاتر (1354) و انتشار چند نوار از شعرهاي شاعران معاصر. از نمايشهاي او هستند: پنجهي عدالت، زير گذر لوطي صالح، تراژدي كسري، هنگامهي شيرين وصال، بليت تئاتر، پنجه به دست آوردن، صيادان، با خشم به ياد آر، بازرس، سنگ و سرنا، همهي پسران من، شب بيست و يكم و بيا تا گل برافشانيم. از فيلمها، نمايشها و مجموعههاي تلويزيونياش هم به اين موارد ميتوان اشاره كرد: زير گذر لوطي صالح، سنگ و سرنا، لحظه،كتيبه، سمك عيار، لحظه، كوچك جنگلي، مدرس، تهران 53، روزي روزگاري، ميثاق خون، خانهي سبز، ميراث مشترك (گوينده گفتار متن)، سرزمين سبز، كاكتوس، در كنار هم، پهلوانان نميميرند و سرزمين سبز. اما فيلمشناسي خسرو شكيبايي به اين شرح است: خط قرمز، دادشاه، صاعقه، دزد و نويسنده، رابطه، ترن، شكار، هامون، عبور از غبار، ابليس، جستوجو در جزيره، بانو، پرواز را به خاطر بسپار، سارا، يك بار براي هميشه، بلوف، پري، درد مشترك، لژيون، كيميا، عاشقانه، خواهران غريب، سايه به سايه، سرزمين خورشيد، رواني، زندگي، ميكس، كاغذ بيخط، دختري به نام تندر، مزاحم، صبحانهاي براي دو نفر و اتوبوس شب تو شناسنامه اسمش «خسرو» بود ولی خانواده و بچه محل ها «محمود» صداش می کردن. خسرو شکیبایی متولد فروردین 1323 در خیابان مولوی تهرانه. مامانش _ که بچه دار نمی شده _ نذر می کنه خدا یه پسر سبزه بهش بده که چشمش نزنن پدر خسرو سرگرد ارتش بود و وقتی او ، 13-14 ساله بود _ ظاهرا بر اثر سرطان _ از دنیا رفت و باعث شد اون پیش از پایان کودکی وارد زندگی بزرگسالانه بشه. او قبل از اینکه وارد عرصه تئاتر بشه ، تو خیاطی و کانال سازی وآسانسور سازی کار می کنه. در 19 سالگی برای اولین بار روی صحنه تئاتر میره و بعد از مدتی به عباس جوانمرد ، معرفی و به صورت کاملا حرفه ای بازیگر تئاتر میشه. بازی توی تئاتر ادامه داشته تا اینکه اولین نقش سینمایی شو در فیلم «خط قرمز» مسعود کیمیایی بازی می کنه. اون فیلم به نمایش در نمیاد و با وجود بازی در یکی دو فیلم سینمایی دیگه شکیبایی گم نام باقی می مونه تا حادثه «هامون»… مهرجویی ، شکیبایی رو روی صحنه تئاتر کشف و برای شاه نقش «هامون» انتخاب می کنه. بازی فوق العاده شکیبایی در این فیلم ستایش اهل سینما رو برای او به ارمغان میاره اما اونچه شکیبایی رو شهره عام کرد سریال «روزی روزگاری» بود
اصطلاحات روزمره انگلیسی - HIT THE ROAD
چهل كاري كه خانوما نمي تونن انجامش بدن ! 1- چيزي در مورد ماشين فهميدن ، البته به جز رنگش
يك داستان كوتاه یادم می آید وقتی که نوجوان بودم، یک شب با پدرم در صف خرید بلیط سیرک ایستاده بودیم. جلوی ما یک خانواده پرجمعیت ایستاده بودند. به نظر می رسید پول زیادی نداشتند.
يك قطعه انگليسي people live
مجموعه قطعات عاشقانه Khataye Did ----> Bavar Kardani Nist عاشقانه ها تنها از هم صحبتی با نامزدتان لذت ببرید. این موضوع قاعده ای اساسی در روابط عاشقانه است * * * * * * * * * * * * * *! * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
Chicken out......اين اصطلاح براي فردي استفاده ميشه که جا ميزنه تو کارا
همسر آینده من میدونی..... می توانی خوشحال باشی، چون من دختر کم توقعی هستم.
سرویس بهداشتی گوگلیها منبع: CrunchGear
خواهش ميکنم شما همه لطف دارين
عکسهای بسیار زیبا از آتشسوزیهای کالیفرنیا خواهشا" نظر بدین!!!! fly a kite
طوفان رعب انگیز ، دستان منتظر ، تنهایی و تنهایی ، حصار کهنه ، اتاق ملاقات ، دنیای سفید، تصاویر سیاه وسفید ، زندگی پر از رنگ ، رنگهایی که در نهایت به دو رنگ ختم میشوند ؛ سیاهی وسفیدی!!! این دو رنگ در قاب تصویر ، سالهاست که با اقبال عمومی مواجه شده و با بیانی عامیانه این نوع تصاویر را هنری میخوانند. این تصاویر به عکاس اجازه میدهد تا با مهارت و چیرهدستی خاصی ، درونیات خود را به تصویر بکشد. تصاویری زیبا از سیاه و سفیدها ببینید : .....
"
دوستان خوب یک سری ویژگی دارند که ان ها را از دیگران متمایز می کنند و سبب می گردد دوستان بیشتری در کنار خود داشته باشند.بنابراین با تغییر رفتار خود به جرگه ی این افراد بپیوندید... " براي خواندن ادامه متن ، روي ادامه كليك كنيد!!!" عشق ، تو سر چشمه از كجا مي گيري ؟ عشق ، تو سر چشمه از كجا مي گيري ؟ از كجا مي جوشي كه چنين خروشاني؟!
برای روز میلادِ تنِ من نمی خواهم پیرهن شادی بپوشی به رسم عادت دیرینه حتی برایم جام سرمستی بنوشی برای روز میلادم اگر تو به فکر هدیه ای ارزنده هستی منو با خود ببر تا اوج خواستن بگو با من که با من زنده هستی ، بگو با من که با من زنده هستی که من بی تو نه آغازم نه پایان تویی آغاز روز بودن من ، مذار پایان این احساس شیرین بشه بی تو غم فرسودنه من بشه بی تو غم فرسودن من نمی خوام از گلای سرخ و آبی ، برایم تاج خوشبختی بیاری به ارزشهای ایثارِ محبت ، به پایم اشک خوشحالی بباری بِذار آن ساقی دستای تنهام ، بگیره ای حُرم گرما بر سَر من بِذاربا تو بسوزه جسمِ خستم ، ببینی آتش و خاکستر من تو ای تنها نیاز زنده موندن ، بکش دسته نوازش بر سر من به تن کُن پیرهنی رنگ محبت ، اگه خواستی بیایی دیدن من اگه خواستی بیایی دیدن من ، اگه خواستی بیایی دیدن من که من بی تو نه آغازم نه پایان تویی آغاز روز بودن من ، مذار پایان این احساس شیرین بشه بی تو غم فرسودنه من بشه بی تو غم فرسودن من
توی یک دیوار سنگی ، دو تا پنجره اسیرن دو تا خسته ، دو تا تنها ، یکیشون تو ، یکیشون من دیوار از سنگ سیاهه ، سنگ سرد و سخت خارا زده قفل بی صدایی به لبای بسته ی ما نمی تونیم که بجنبیم ، زیر سنگینی ِ دیوار همه ی عشق من و تو ، قصه است قصه ی دیدار همیشه فاصله بوده ، بین دستای من وتو با همین تلخی گذشته ، شب و روزای من و تو راه دوری بین ما نیست ، اما باز اینم زیاده تنها پیوند من و تو ، دست مهربونه باد ِ ما باید اسیر بمونیم ، زنده هستیم تا اسیریم واسه ما رهایی مرگه ، تو نباشی می میریم کاشکی این دیوار خراب شه من و تو با هم بمیریم توی یک دنیای دیگه ، دستای هم بگیریم شاید اونجا توی دلها ، درد بیزاری نباشه میون پنجره هاشون ، دیگه دیواری نباشه !
اگه یکی رو دیدی که ... اگه یکی رو دیدی که وقتی داری رد می شی بر میگرده و نگات میکنه بدون براش
INTERVIEW WITH GOD I dreamed , I had an interview with god
مطالبي که مي خونيد مکالمات تلفني واقعي ضبط شده در مراکز خدمات مشاوره مايکروسافت در انگلستان هست
And Now The Time Has Come, And So My Love I Must Go..o
روزی هیزم شکنی در یک شرکت چوب بری دنبال کار می گشت و نهایتا" توانست برای خودش کاری پیدا کند. حقوق و مزایا و شرایط کار بسیار خوب بود، به همین خاطر هیزم شکن تصمیم گرفت نهایت سعی خودش را برای خدمت به شرکت به کار گیرد. رئیسش به او یک تبر داد و او را به سمت محلی که باید در آن مشغول می شد راهنمایی کرد. روز اول هیزم شکن 18 درخت را قطع کرد. رئیس او را تشویق کرد و گفت همین طور به کارش ادامه دهد. تشویق رئیس انگیزه بیشتری در هیزم شکن ایجاد کرد و تصمیم گرفت روز بعد بیشتر تلاش کند اما تنها توانست 15 درخت را قطع کند. روز سوم از آن هم بیشتر تلاش کرد ولی فقط 10 درخت را قطع کرد. هر روز که می گذشت تعــداد درخت هایی که قطع می کرد کمتر و کمتر می شد. پیش خودش فکر کرد احتمالا" بنیه اش کم شده است. پیش رئیس رفت و پس از معذرت خواهی گفت که خودش هم از این جریان سر در نمی آورد. رئیس پرسید:" آخرین باری که تبرت را تیز کردی کی بود؟" هیزم شکن گفت:" تیز کردن؟ من فرصتـی برای تیز کردن تبرم نداشتم تمام وقتم را صرف قطع کردن درختان می کردم!"
مجموعه قطعات عاشقانه "
با وجودی که اثر رنگها تا حدودی ذهنی است و در مورد اشخاص مختلف فرق میکند امّا برخی از تاثیرات رنگها دارای معنی یگانهای در سراسر جهان هستند. رنگهایی که در طیف رنگها در ناحیه قرمز قرار دارند به عنوان رنگهای گرم شناخته میشوند که این دامنهاش از احساسات گرم و صمیمانه تا احساس خشم و عصبانیت متغیر است... مطلبي كامل و جامع در مورد رنگها و روانشناسي رنگها... " براي خواندن ادامه متن ، روي ادامه كليك كنيد!!!"
SmS Eshghoolaneh كلي اس ام اسم عاشقانه این لوگو توانست با کسب 300 هزار رأی از 3800 لوگوی دیگر پیشی بگیرد. منبع: Google Blogoscoped
JoK + SmS + JoK ماشا، مانكني كه مسلمان شد...(گفتگويي خواندني با او) " براي خواندن ادامه متن ، روي ادامه كليك كنيد!!!" حكايتي فوق العاده زيبا و پر معنا از پیامبر در مورد اولاد و فرزندان... " براي خواندن ادامه متن ، روي ادامه كليك كنيد!!!" «مادر» کودکي که آماده تولد بود، نزد خدا رفت و از او پرسيد:« مي گويند فردا شما مرا به زمين مي فرستيد؛ اما من به اين کوچکي و بدون هيچ کمکي چگونه مي توانم براي زندگي به آنجا بروم؟» خداوند پاسخ داد :« از ميان بسياري از فرشتگان، من يکي را براي تو در نظر گرفته ام. او در کنار توست و از تو نگهداري خواهد کرد.» اما کودک هنوز مطمين نبود که مي خوهد برود يا نه. - اينجا در بهشت، من هيچ کاري جز خنديدن و آواز خواندن ندارم و اين ها براي شادي من کافي است. خداوند لبخند زد :« فرشته تو برايت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد. تو عشق او را احساس خواهي کرد و شاد خواهي بود.» کودک ادامه داد:« من چه طور مي توانم بفهمم مردم چه مي گويند وقتي زبان آنها را نمي دانم؟» خداوند او را نوازش کرد و گفت:« فرشته تو، زيباترين و شيرين ترين واژه هايي را که ممکن است بشنوي، در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوري به تو ياد خواهد داد که چگونه صحبت کني.» کودک با ناراحتي گفت:« وقتي مي خواهم با شما صحبت کنم، چه کنم؟» خداوند براي اين سؤال هم پاسخي داشت :« فرشته ات دستهايت را کنار هم مي گذارد و به تو ياد مي دهد که چگونه دعا کني.» کودک سرش را برگرداند و پرسيد:« شنيده ام که در زمين انسان هاي بدي هم زندگي مي کنند. چه کسي از من محافظت خواهد کرد؟» - فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد، حتي اگر به قيمت جانش تمام شود. کودک با نگراني ادامه داد :« امات من هميشه به اين دليل که ديگر نمي توانم شما را ببينم ناراحت خواهم بود.» خداوند لبخند زد و گفت:« فرشته ات هميشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد مرا خواهد آموخت؛ گرچه من همواره کنار تو خواهم بود.» در آن هنگام بهشت آرام بود، اما صداهايي از زمين شنيده مي شد. کودک مي دانست که بايد به زودي سفرش را آغاز کند. او به آرامي يک سؤال از ديگر از خداوند پرسيد :« خدايا اگر بايد همين حالا بروم، لطفاً نام فرشته ام را به من بگوييد.» خداوند شانه او را نوازش کرد و پاسخ داد :« نام فرشته ات اهميتي ندارد و به راحتي مي تواني او را مادر صدا کني.»
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را بزنید
چون هستي من ز هستي توست تا هستم و هسـتي دارمت دوست مادر گوهر گرانبهايی است؛بی مثل در آفرينش مادر عزيز در برابرت كويري تشنه هستم كه با اشكهاي پاكت سيراب مي شوم . چون كبوتري سبكبال در پهنه اين آسمان پرواز نمايم . اين ترانه نوايي است كه قلب هاي آدميان را به تپش وا مي دارد. و رأفتت و شهامتت در قلب انسانيت حك شده است. و تو را اي ُدرج بينواي مرواريد خِرد كه قصه شجاعت و ايمانت از تمام شمع ها فروزان تر است روزت را همواره ارج مي نهيم و رايحه ايثار و محبتت را در جانمان مي ستاييم .
مادر عزيز در برابرت كويري تشنه هستم
مردي مقابل گل فروشي ايستاده بود و مي خواست دسته گلي براي مادرش که در شهر ديگري بود سفارش دهد تا برايش پست شود. مرد دلش گرفت، طاقت نياورد، به گل فروشي برگشت، دسته گل را گرفت و 200 مايل رانندگي کرد تا خودش دسته گل را به مادرش بدهد.
قلب مادر آه دست پسرم یافت خراش! * وای پـای پسرم خورد به سنگ!
مادر سر چشمه گیتی... غنچه ای در سبزه زار زیبای طبیعت شکفت و کلمه ی مادر ، در پهنه گلبرگان سرخ آن او که همچون خون مادر است ، بیرون جهید و خود را در آسمان بیکران آبی سوار بر بال پرنده محبت دید. آری! به راستی مادر کیست که گیسوانش هم چون گیسوان فرشته طلایی است؟ مادر کیست که زمزمه محبتش لالایی اوست؟ مادر آنست که گهواره چوبین فرزندش را از لابلای صخره ها و از میان آبشارها و صدها گل زیبای یاسمن بیرون می کشد و با دستان مهرآمیزش آن را تکان می دهد... مادر آنست که اشکش همچون شبنم بر قلب گلبرگ ، گل عشق است، صدایش هم چون مرغ غزل خوان در طبیعت است و بوسه اش همچون نور خورشید بر سبزه زار است و استواریش همچون کوهی بر دل خاک... روزت را ارج می نهم و بوسه میزنم بر جای پایت. مادرم: چون هستي من ز هستي توست تا هستم و هسـتي دارمت دوست مادر گوهر گرانبهايی است؛بی مثل در آفرينش نيمي از من مال تو در بيابانی دور
دو مطلب طنز و جالب: 1. پنج روش مختلف جهت خاستگاري و ازدواج در 5 دوره مختلف... 2.پيشنهاداتي براي عدم ترشيدگي دوشيزگان محترم ... "!!! براي خواندن ادامه متن ، روي ادامه كليك كنيد" ازدواج در ضرب المثل های جهان ١-هنگام ازدواج بيشتر با گوش هايت مشورت كن تا با چشم هايت.( ضرب المثل آلمانی)
30 نكته براي پيروزي در قرارهاي ملاقات عاشقانه (از زبان یک خانم فقط آقایون نخندند) ... "!!! براي خواندن ادامه متن ، روي ادامه كليك كنيد" روش هاي دوست پسر پيدا کردن ...(طنز آموزنده) "!!! براي خواندن ادامه متن ، روي ادامه كليك كنيد" يك سري اس ام اس ويژه روز مادر فرستادم + كلي اس ام اس عاشقانه بیوگرافی بهنوش بختياري: برای خواندن بیوگرافی به ادامه مطلب بروید! عاشقانه اس ام اس ها و آف ها و عکس های عاشقانه بعضيها با گلها صحبت ميكنند، بعضيها با ستارهها رابطه دارند. بعضي ها صداي آب را ترجمه ميكنند. بعضي ها صداي ملائك را ميشنوند. بعضي ها صداي دل خود را هم نميشنوند. بعضي ها حتي زحمت فكركردن را به خود نميدهند.
|
|||||||||||||||||||||||||||||