تبليغاتX
شصت پا

شصت پا

خاطرات



مسئولین یک مؤسسه خیریه متوجه شدند که وکیل پولداری در شهرشان زندگی می‌کند و تا کنون حتی یک ریال هم به خیریه کمک نکرده است. پس یکی از افرادشان را نزد او فرستادند.
مسئول خیریه: آقای وکیل ما در مورد شما تحقیق کردیم و متوجه شدیم که الحمدالله از درآمد بسیار خوبی برخوردارید ولی تا کنون هیچ کمکی به خیریه نکرده‌اید. نمی‌خواهید در این امر خیر شرکت کنید؟
وکیل: آیا شما در تحقیقاتی که در مورد من کردید متوجه شدید که مادرم بعد از یک بیماری طولانی سه ساله، هفته پیش درگذشت و در طول آن سه سال، حقوق بازنشستگی‌اش کفاف مخارج سنگین درمانش را نمی‌کرد؟
مسئول خیریه: (با کمی شرمندگی) نه، نمی‌دانستم. خیلی تسلیت می‌گویم.
وکیل: آیا در تحقیقاتی که در مورد من کردید فهمیدید که برادرم در جنگ هر دو پایش را از دست داده و دیگر نمی‌تواند کار کند و زن و 5 بچه دارد و سالهاست که خانه نشین است و نمی‌تواند از پس مخارج زندگیش برآید؟
مسئول خیریه: (با شرمندگی بیشتر) نه . نمی‌دانستم. چه گرفتاری بزرگی ...
وکیل: آیا در تحقیقاتتان متوجه شدید که خواهرم سالهاست که در یک بیمارستان روانی است و چون بیمه نیست در تنگنای شدیدی برای تأمین هزینه‌های درمانش قرار دارد؟
مسئول خیریه که کاملاً شرمنده شده بود گفت: ببخشید. نمی‌دانستم اینهمه گرفتاری دارید ...
وکیل: خوب. حالا وقتی من به اینها یک ریال کمک نکرده‌ام شما چطور انتظار دارید به خیریه شما کمک کنم؟



+ نوشته شده در 2009/2/16ساعت 7:33 PM توسط دزیره |


مردی با اسلحه وارد یك بانك شد و تقاضای پول كرد

 

وقتی پولهارا دریافت كرد رو به یكی از مشتریان بانك كرد و پرسید : آیا شما دیدید كه من از این بانك دزدی كنم؟

مرد پاسخ داد : بله قربان من دیدم
 

سپس دزد اسلحه را به سمت شقیقه مرد گرفت و اورا در جا كشت
 

او مجددا رو به زوجی كرد كه نزدیك او ایستاده بودند و از آنها پرسید آیا شما دیدید كه من از این بانك دزدی كنم؟
 

مرد پاسخ داد : نه قربان. من ندیدم اما همسرم دید

 

نكته اخلاقی: وقتی شانس در خونه شما را میزند .... از آن استفاده كنید 

 

-- 

+ نوشته شده در 2009/2/16ساعت 7:27 PM توسط دزیره |


Lion + Tiger = Liger

 

 

دانشمندان با پیوند دادن شیر نر با ببر ماده حیوان جدیدی تولید کرده اند و آن را لایگر نامگذاری کرده اند که از همه نظر نسبت به شیر و ببر برتری دارد! چنین موجودی تا به حال در طبیعت وجود نداشته است، چراکه شیر و ببر نه تنها ذاتا با هم میانه ی خوبی ندارند بلکه دشمنی هم دارند.
این هیولا (لایگر) که حدود 900 تا 1000 پوند وزن دارد (454 کیلوگرم) قد بلندتر، قدرت بدنی بیشتر، توان پرش بالاتر و.... را نسبت به پدر و مادر خود دارد! جالب اینکه با وجود تنفر شیر از شنا کردن در آب، لایگر به شنا کردن علاقه دارد. در حال حاضر چندین نمونه از این حیوان تولید شده که در سیرکها و برخی باغ وحشها به نمایش گذاشته شده اند..
فقط جنس ماده ی این حیوان قادر به تولید مثل با ببر یا شیر نر می باشد که خود موجب بوجود آمدن دو گونه ی جدید دیگر شده است! همچنین حیوان دیگری به نام تایگن هم تولید شده که محصول ببر نر و شیر ماده است، البته به ببر شباهت بیشتری دارد و به بزرگی و عظمت لایگر هم نیست...

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در 2009/2/16ساعت 7:26 PM توسط دزیره |


خرد و خلاقیت بزرگمهر
 
در زمان پادشاهی انوشیروان خسرو پسر قباد، پادشاه هند «دیورسام بزرگ» برای سنجش خرد و دانایی ایرانیان و اثبات برتری خود شطرنجی را که مهره های آن از زمرد و یاقوت سرخ بود، به همراه هدایایی نفیس به دربار ایران فرستاد و «تخت ریت8س» دانا را نیز گماردهء انجام این کار ساخت. او در نامه‌ای به پادشاه ایران نوشت: «از آنجا که شما شاهنشاه ما هستید، دانایان شما نیز باید از دانایان ما برتر باشند. پس یا روش و شیوهء آنچه را که به نزد شما فرستاده‌ایم (شطرنج) بازگویید و یا پس از این ساو و باج برای ما بفرستید». شاه ایران پس از خواندن نامه چهل روز زمان خواست و هیچ یک از دانایان در این چند روز چاره و روش آن را نیافت، تا اینکه=2 0روز چهلم بزرگمهر كه جوانترین وزیر انوشیروان بود به پا خاست و گفت: «این شطرنج را چون میدان جنگ ساخته‌اند كه دو طرف با مهره های خود با هم می‌جنگند و هر كدام خرد و دوراندیشی بیشتری داشته باشد، پیروز می‌شود.» و رازهای کامل بازی شطرنج و روش چیدن مهره ها را گفت. شاهنشاه سه بار بر او درود فرستاد و دوازده هزار سکه به او پاداش داد. پس از آن «تخت ریتوس» با بزرگمهر به بازی پرداخت. بزرگمهر سه20بار بر تخت ریتوس پیروز شد. روز بعد بزرگمهر تخت ریتوس را به نزد خود خواند و وسیلهء بازی دیگری را نشان داد و گفت: اگر شما این را پاسخ دادید ما باجگزار شما می شویم و اگر نتوانستید باید باجگزار ما باشید.» دیورسام چهل روز زمان خواست، اما هیچ یک از دانایان آن سرزمین نتوانستند «وین اردشیر» را چاره گشایی کنند و به این ترتیب شاه هندوستان پذیرفت كه باجگزار ایران باشد.
فلسفه پیدایش
HO422380EB456_250.jpg
30 مهره  :  نشان گر 30 شبانه روز یک ماه           24  خانه  :  نشان گر  24 ساعت شبانه روز 
 4 قسمت زمین  :   4 فصل سال                        5 دست بازی : &nbs p;5 وقت یک شبانه روز
 2 رنگ سیاه و سپید  : شب و روز                      هر طرف زمین 12 خانه دارد :  12 ماه سال
      LgWoodChekers.jpg
تخته مرد  :  کره زمین                         زمین بازی  : اسمان
تاس :   ستاره بخت و اقبال                  گردش تاس ها : گردش ایام=2 0
مهره ها:  انسان ها                            گردش مهره در زمین: حرکت انسان ها (زندگی )  
برداشتن مهره در پایان هر بازی : مرگ انسان ها  
اعداد  تاس  :
0A
   Sixsided_Dice_inJapan.jpg
0A
1 : یکتایی  و خداپرستی                                      2 : اسمان  و زمین
3 :  پندار نیک ؛ گفتار نیک ، کردار نیک                   4 : شمال ، جنوب، شرق، غرب
5: خورشید ؛ ماه ، ستاره D8 اتش ، رعد                  6 :  شش روز افرینش

+ نوشته شده در 2009/2/16ساعت 7:21 PM توسط دزیره |


از اين به بعد به‌جاي واژه‌ي نادرست و بو دار چُسِ فيل بگوييم: ...

آيا مي‌دانيد چرا ما ايراني‌ها به ذرت بو داده مي‌گوييم چُسِ فيل؟

حتماً خيلي چيزها به ذهن‌تان مي‌رسد، اما صبر كنيد خيلي پيچيده‌اش نكنيد. اولين ذرت بو داده‌هايي كه در ايران به فروش مي‌رسيد محصول كارخانه‌ي آقاي چستر فيلد بود. ما ايراني‌ها هم كه در كوتاه كردن و از سر و ته اسم‌ها زدن استاديم، رفته رفته واژه‌ي چستر فيلد را به چُسِ فيل تقليل داديم!!! بيچاره آقاي چستر فيلد!!!

اما خوب است اين را هم بدانيد كه فرهنگستان زبان فارسي واژه‌ي مناسب براي ذرت بوداده را گُلْ بلال انتخاب كرده است. حالا اين به سليقه‌ي شما بستگي دارد كه هنوز هم بخواهيد به ذرت بو داده بگوييد چُسِ فيل يا از اين به بعد به جاي اين واژه‌ي نادرست مي‌گوييد گُلْ بلال؟!!! يا شايد هم همان ذرت بو داده را بيشتر مي‌پسنديد!


+ نوشته شده در 2009/2/13ساعت 7:19 PM توسط دزیره |